یک هزار ۱۴۰ پرونده تخلف طی ۴۵ روز گذشته در استان تشکیل شده است

[ad_1]

یک هزار 140 پرونده تخلف طی 45 روز گذشته در استان تشکیل شده است | وراوی | پایگاه خبری استان اردبیل | اخبار اردبیل و شهرستان ها

اخبار پارس آباد ، خبرهای بیله سوار ، پایگاه خبری خلخال

[ad_2]

لینک منبع

لیست نهایی ثبت نام کندگان در پنجمین دوره شورای شهر مشگین شهر

[ad_1]

لیست نهایی ثبت نام کندگان در پنجمین دوره شورای شهر مشگین شهر | وراوی | پایگاه خبری استان اردبیل | اخبار اردبیل و شهرستان ها

اخبار پارس آباد ، خبرهای بیله سوار ، پایگاه خبری خلخال

[ad_2]

لینک منبع

نمی دانم چرا امروز حالم بدتر شد

[ad_1]

تنها بودم و آرام آرام به سمت ماشینم میرفتم.سویچ دستم بود در اتومبیلم را باز کردم، تا در را باز کردم صدای ناله ای آرام اما متفاوت به گوشم رسید، انگار بچه گربه ای ناله می کرد و با تن صدای خاصی ضجه میکرد.دلم به حالش سوخت گفتم شاید اتفاقی برای بچه گربه پیش آمده و زخمی شده و یا گرسنه هست، خواستم گربه را پیدا کنم و اگر کمکی از دستم برآید از بچه گربه ها ،دریغ نکنم.هرچه گشتم خبری از گربه ها نبود که نبود و در ماشینم باز بود.
با ناراحتی سوار ماشین شدم و پشت فرمان به صندلی تکیه کردم.صدای ناله انگار بیشتر شد.فکر کردم که صدایی که میشنیدم مربوط به بچه گربه هایی باشند که داخل ماشین هستند ولی هرچه داخل ماشین را گشتم خبری از گربه ها نبود و من می گشتم و ضجه ها بیشتر میشد.
تمام افکارم درگیر این صداها و ناله ها شده بود.حیوانهای بیچاره، کاش پیدایتان می کردم و میتوانستم کمکتان کنم.
غرق در اندیشه صدای یچه گربه ها و بودم پشت فرمان روی صندلی نشسته بودم. تمام ذهنم آشفته بود و مغشوش، آخر بزرگان ما گفته اند که با حیوانات مهربان باشید.
افکار پریشان و تنی خسته ، پشت فرمان،تکیه بر صندلی اتومبیلی پر هیاهو.ماشین را روشن کردم ،به یکباره صداها سرسام آور شد. .چشمهایم را بستم تا شاید به آرامشی برسم تا بتوانم به آمادگی لازم برای رانندگی برسم.چشمهایم بسته بود و منتظر بودم تا اتومبیل کمی در حال سکون روشن باشد تا با هم حرکت کنیم.
میان خواب و بیداری بودم، انگار شورشی در آن حوالی اتفاق افتاده بود و هر کس به چیزی اعتراض می کرد. انگار صبر و طاقت عده ای لبریز شده بود. سعی می کردم خودم را آرام تر کنم.ناگهان صدایی آمد، ای بی رحم من فرمان اتومبیل تو هستم.سرتاسر وجودم را ترسی فرا گرفت.با صدای لرزان همراه با ترس گفتم مگر شما حرف می زنید؟ با لحنی عصبانی جواب آمد که فقط ساکت باش و به حرفهایم گوش کن.مجبور بودم بگویم چشم.
فرمان گفت: شما ادعای مهربانی و مهمان نوازی و فرهنگ و تمدن دارید؟ شما از انسانیت بویی برده اید؟ شما آنقدر بی رحم هستید که ما هیچ به خودتان هم رحم نمی کنید. با همان ترس عرض کردم مگر چه شده است ؟ ما چه کار بد و غیر انسانی انجام داده ایم؟ نیشخندی زد و تکانی خورد. گفت از وضع مسیرهایی که ما را مجبور به رفتن از آنجا می کنید خبر دارید؟ از چاله هایی که دوستان مرا به آنجا می اندازید و باعث ساییدگی لاستیکها و کاهش عمر آنها میشوید خبر دارید؟ از کمک فنرهایی که به خاطر این افتادنها ناله می کنند و گاه آنقدر درد می کشند که گریه می کنند. از سیستم تعلیق و فنر و جلوبندی و وضع سیبکها خبر دارید؟ شما به ظاهر متمدن ها از پولی که به هزار زحمت بدست می آورید و مجبورید به خاطر این چاله ها برای ما خرج کنید نیز خجالت نمی کشید. شما از فرهنگ و آبادانی حرف می زنید؟
هرچه فرمان میگفت ضربان قلبم تندتر می زد.حرفش حق بود و جوابی نداشتم.راست می گفت باید قلبم از سکوت های خودم و مردم بیخیال شهرم به درد می آمد.گریه و اعتراض ماشینم از سکوت مردان بیخیال و مدعی بلندتر و رساتر بود. کاری از دستم بر نمی آمد، او می نالید و من شرمسار ومتحیر می ماندم . انگار گوشهایمان کر شده اند و چشمانمان کور. شاید ماشینهایمان بتوانند ما را با فرهنگ کنند شاید.
پایان
ایشیغ ۹۵/۱۲/۲۴

[ad_2]

لینک منبع

اطلاعات و هشدارهای سازمان خصوصی سازی در رابطه با سهام عدالت + جدول

[ad_1]

اطلاعات و هشدارهای سازمان خصوصی سازی در رابطه با سهام عدالت + جدول | وراوی | پایگاه خبری استان اردبیل | اخبار اردبیل و شهرستان ها

اخبار پارس آباد ، خبرهای بیله سوار ، پایگاه خبری خلخال

[ad_2]

لینک منبع